تبليغاتX
سر تسلیم من و خاک در میکده ها

آری تمام شب زیباست

آنگه که یاد او بودم

نا گهان چو چشمکی مفتون

از ستاره ایی برخاست

آری تمام شب زیباست

چون سکوتی و رازی و رویاست

از نفسهای پر شراره ام بی شک

دوزخی درمیان آسمان برپاست

میل عشق و مستی نیست

چون بهشت بی ساغر

در شبان من رویاست

Iman

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 0:10 توسط ایمان |


من کوچ خواهم کرد

تا رفیع ترین قله خورشید

تا سپید ترین جاده امید

تا عمیق ترین لحظه های نیایش

آنجا که دیوارها فاصله نیندازند.

وکوچه ها نشان از غربت در دل نداشته باشند.

آنجا که آسمانش آبی ست

شب ها یش مهتابی ست

و عشق بیداری ست

آنجا که دوستی ابدی ست

و زندگی پر ز معنی ست

جایی که در آن

روی گلبرگ سرخ گونه ی دلم

جای پای باران خالی ست.

Iman

 

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:31 توسط ایمان |